
مطالعه مشترک ARK Invest و Glassnode که در ۱ سپتامبر منتشر شد، نشان داد که سه نهاد میتوانند از آستانههای اندازهگیری شده تولید بلوک برای بیت کوین و اتریوم عبور کنند، در حالی که سولانا به ۱۹ نهاد نیاز دارد.
این گزارش ۳۲ صفحهای، با عنوان طیف تمرکززدایی: بدهبستانهای طراحی در داراییهای دیجیتال، شبکهها را از نظر مالکیت، سیالیت خروج، هزینههای تأیید، تابآوری بحرانی، هزینههای بازسازی و توزیع زیرساخت مقایسه میکند.
این یافتهها به این معنی نیست که سه شرکت بیت کوین یا اتریوم را کنترل میکنند. این معیار، استخرهای استخراج و پلتفرمهای سهامگذاری را به عنوان نهاد شمارش میکند، حتی زمانی که سختافزار، سهام یا اپراتورهای گره اساسی متعلق به شرکتکنندگان جداگانهای باشند که ممکن است منابع خود را برداشت یا هدایت کنند.
این گزارش آستانه نرخ هش ۵۱ درصدی را برای بیت کوین اعمال کرد. Foundry USA، ۲۷.۲۷ درصد از نرخ هش اندازهگیری شده را به خود اختصاص داد، پس از آن AntPool با ۱۷.۰۶ درصد و F2Pool با ۱۶.۹۶ درصد قرار گرفتند. مجموعاً این سه استخر از ۶۱ درصد فراتر رفتند.
این امر ضریب ناکاموتو سه را تولید کرد که به عنوان حداقل تعداد نهادهای اندازهگیری شده برای عبور از آستانه تولید بحرانی یک شبکه تعریف میشود. ViaBTC، ۹.۵۰ درصد دیگر را کنترل میکرد، در حالی که SpiderPool، ۵.۸۲ درصد را به خود اختصاص داد.
استخرهای استخراج، ساخت بلوک را هماهنگ کرده و پاداشها را توزیع میکنند، اما لزوماً مالک ماشینهایی نیستند که نرخ هش آنها را تولید میکنند. ماینرهای مستقل به استخرها متصل میشوند تا درآمد ثابتتری دریافت کنند و میتوانند قدرت محاسباتی خود را به جای دیگری هدایت کنند.
این پویایی، میزان نزدیکی تمرکز استخر را با کنترل دائمی محدود میکند. این گزارش تخمین زده است که یک ماینر بیت کوین میتواند موقعیت نرخ هش ۱ درصدی را در حدود ۲۹ ثانیه تغییر دهد. یک حمله هماهنگ یا تلاش برای سانسور میتواند شرکتکنندگان را ترغیب کند که استخرهای مسئول را ترک کنند.
استخرها همچنان بر شمول و ترتیب تراکنشها تأثیر میگذارند زیرا معمولاً قالبهای بلوکی را که ماینرها استفاده میکنند، ارائه میدهند. بنابراین، تمرکز استخر نشاندهنده یک ریسک عملیاتی است، حتی اگر تمرکز مالکیت زیربنایی استخراج را بیش از حد نشان دهد.
این مسئله جدید نیست. گزارشهای قبلی crypto.news نشان داد که دو استخر استخراج، بخش عمدهای از بلوکهای بیت کوین نمونهبرداری شده را در اواخر سال ۲۰۲۲ تولید کردهاند. سهم استخرها از آن زمان تغییر کرده است، اما تولید همچنان در میان چندین هماهنگکننده بزرگ متمرکز است.
ARK و Glassnode آستانه سهامگذاری ۳۳ درصدی را برای اتریوم اعمال کردند زیرا شرکتکنندگانی که یکسوم از ETH سهامگذاری شده را کنترل میکنند، میتوانند نهایی شدن (finality) را مختل کنند. این با آستانه اکثریت ۵۱ درصدی بیت کوین متفاوت است، بنابراین این دو ضریب قدرتهای یکسانی را توصیف نمیکنند.
لیدو (Lido) در دادههای جولای این گزارش، ۲۳.۰۴ درصد از ETH سهامگذاری شده را به خود اختصاص داده بود. بایننس ۸.۸۸ درصد و کراکن ۶.۹۱ درصد را کنترل میکردند. این سه نهاد روی هم تقریباً ۳۸.۸ درصد را تشکیل میدادند که اتریوم را بالاتر از آستانه انتخاب شده قرار داد.
لیدو یک اعتبارسنج (validator) واحد نیست. این پلتفرم سهام را بین چندین اپراتور گره توزیع میکند، اگرچه این اپراتورها از طریق یک پروتکل مشترک و چارچوب حاکمیتی مشارکت میکنند. بنابراین، گزارش لیدو را به عنوان زیرساخت مشترکی در نظر میگیرد که وزن اقتصادی را تجمیع میکند، نه یک ماشین یا شرکت واحد که مستقیماً هر اعتبارسنج را کنترل میکند.
مکانیسمهای خروج اتریوم نیز پویایی اعتبارسنج را محدود میکند. این گزارش تخمین زده است که خروج از یک موقعیت ۱ درصدی در شرایط فعلی حدود ۱۴.۶ روز و در صورت ازدحام شدید تا ۵۵.۶ روز طول میکشد. این بسیار کندتر از تغییر مسیر نرخ هش بیت کوین است.
تنوع کلاینت، لایه دیگری از تابآوری را فراهم میکند. این مطالعه سهم کلاینت اجرای گت (Geth) را ۳۴.۸۸ درصد، پس از آن ندرمایند (Nethermind) با ۲۶.۹۶ درصد و رث (Reth) با ۱۸.۹۸ درصد قرار داد. لایتهاوس (Lighthouse) نیز ۵۴.۱۶ درصد از کلاینتهای اجماع را به خود اختصاص داد.
کلاینتهای مختلف به طور مستقل قوانین اتریوم را پیادهسازی میکنند و بدین ترتیب بخشی از شبکه که در معرض یک نقص نرمافزاری است را کاهش میدهند. رابطه بین گرههای اتریوم و کلاینتهای نرمافزاری آنها به این معنی است که تمرکز اعتبارسنج به تنهایی نمیتواند ریسک کامل شکست شبکه را توصیف کند.
سولانا بالاترین ضریب ناکاموتو را برای آستانه تولید بلوک انتخاب شده ثبت کرد. این گزارش نشان داد که ۱۹ اعتبارسنج برای کنترل بیش از ۳۳ درصد از سهام واگذار شده (delegated stake) مورد نیاز هستند.
فیگمنت (Figment) با ۳.۷۸ درصد بزرگترین اعتبارسنج انفرادی بود، پس از آن هلیوس (Helius) با ۳.۶۹ درصد، ژوپیتر (Jupiter) با ۲.۹۱ درصد، سهامگذاری بایننس (Binance Staking) با ۲.۸۱ درصد و لجر توسط فیگمنت (Ledger by Figment) با ۲.۱۶ درصد قرار گرفتند. ۸۴.۶۵ درصد باقیمانده بین سایر اعتبارسنجها تقسیم شده بود.
یکی از بخشهای این گزارش میگوید سولانا به ۲۰ نهاد نیاز دارد، اما نمودار آن، جدول مقایسه و خلاصه منتشر شده گلس نود (Glassnode) همگی ضریب ۱۹ را گزارش میکنند. این جدول همچنین میگوید که این رقم از ۱۸ در مارس ۲۰۲۶ افزایش یافته است.
توزیع اعتبارسنجهای سولانا در این معیار خاص خوب عمل کرد، اما زیرساخت فیزیکی آن متمرکزتر بود. تقریباً ۱۰۰ درصد از زیرساختهای اندازهگیری شده توسط محققان در مراکز داده تجاری فعالیت میکردند. حدود ۶۸ درصد در اروپا و ۲۱ درصد در آمریکای شمالی بودند.
تراسوییچ (TeraSwitch) ۳۰.۲۳ درصد از سهام اندازهگیری شده را میزبانی میکرد و دو شرکت هاستینگ برتر حدود ۳۵.۷ درصد را ارائه میدادند. زیرساخت مشترک میتواند خرابیهای همبسته ایجاد کند، حتی زمانی که مجموعه اعتبارسنجها شامل اپراتورهای جداگانه زیادی باشد.
این ریسک در ماه آگوست قابل مشاهده شد، زمانی که ۱۰۲ نفر از ۶۹۹ اعتبارسنج سولانا در طول یک مشکل مسیریابی تراسوییچ، رای دادن را متوقف کردند. سولانا به پردازش تراکنشها ادامه داد، اما این رویداد نشان داد که چگونه یک خرابی زیرساختی میتواند بر چندین اعتبارسنج مستقل دیگر تأثیر بگذارد.
این گزارش از دادههای جغرافیایی سولانا در نوامبر ۲۰۲۴ استفاده کرده است، در حالی که بیشتر دادههای زیرساخت بیت کوین و اتریوم مربوط به جولای ۲۰۲۶ است. این تفاوت زمانی، مقایسههای مستقیم را محدود میکند و جایی برای تغییر توزیع سولانا باقی میگذارد.
بیت کوین کمهزینهترین الزامات تأیید را در این مطالعه داشت. محققان سختافزار مورد نیاز برای یک گره کامل (full node) را ۲۸۹ دلار تخمین زدند، در مقایسه با ۷۳۰ دلار برای اتریوم و ۲۱,۴۷۸ دلار برای یک گره RPC سولانا یا پیکربندی در کلاس اعتبارسنج.
نیاز به فضای ذخیرهسازی کامل زنجیره (full-chain storage) اندازهگیری شده آن ۷۵۳ گیگابایت بود. اتریوم تقریباً دو ترابایت برای راهاندازی آرشیو کامل (full archive) نیاز داشت، در حالی که بازسازی تاریخچه سولانا ۴۸۰ ترابایت تخمین زده شد زیرا دادههای تاریخی معمولاً به ارائهدهندگان خارجی منتقل میشوند.
بیت کوین همچنین توزیعشدهترین پروفایل هاستینگ را داشت. تنها ۱۶ درصد از زیرساختهای اندازهگیری شده در مراکز داده فعالیت میکردند، در حالی که ۶۳ درصد از گرهها از تور (Tor) استفاده میکردند. ۱۵ درصد دیگر خانگی یا خود میزبانی شده بودند.
اتریوم تقریباً ۴۹ درصد از گرههای لایه اجرا را در محیطهای ابری و ۴۵ درصد را در تنظیمات خود میزبانی شده قرار داد. AWS به تنهایی حدود ۲۰ درصد را میزبانی میکرد، در حالی که دو ارائهدهنده برتر تقریباً ۲۷ درصد را تشکیل میدادند.
نیازهای سختافزاری و پهنای باند بالاتر سولانا نشاندهنده تمرکز آن بر توان عملیاتی (throughput) است. بدهبستان این است که کاربران عادی کمتری میتوانند به طور مستقل تاریخچه کامل شبکه را با استفاده از تجهیزات مصرفکننده بازسازی یا تأیید کنند.
این گزارش در نهایت بیت کوین را به عنوان غیرمتمرکزترین شبکه از بین سه شبکه رتبهبندی کرد، و پس از آن اتریوم و سولانا قرار گرفتند. بیت کوین در توزیع مالکیت، قابلیت ممیزی و تابآوری جغرافیایی پیشرو بود.
اتریوم به طور کلی در میانه شش بُعد قرار گرفت. سولانا برای آستانه تابآوری بحرانی و مشارکت اعتبارسنجها امتیاز بالایی کسب کرد اما برای توزیع مالکیت، دسترسی به تأیید و تنوع زیرساخت در رتبه پایینتری قرار گرفت.
این روششناسی همچنان به نحوه گروهبندی نهادها حساس است. صرافیها میتوانند توکنهای بسیاری از مشتریان را نگهداری کنند، استخرهای استخراج ماینرهای مستقل را تجمیع میکنند، و پروتکلهای سهامگذاری چندین اپراتور را هماهنگ میکنند. دستههای اندازه کیف پول نیز میتوانند داراییهای تحت حضانت (custodial assets) متعلق به هزاران کاربر را ترکیب کنند.
بنابراین، این مقایسه بیشتر به عنوان یک نقشه از خطرات تمرکز جداگانه مفید است تا یک رتبهبندی قطعی. یک شبکه ممکن است تولید بلوک را به طور گسترده توزیع کند در حالی که به شدت به چندین شرکت هاستینگ، کلاینت نرمافزاری یا سازمانهای حاکمیتی وابسته باشد.
نسخههای آینده میتوانند با استفاده از تاریخهای داده همگامسازی شده، جداسازی استخرها از مالکان منابع زیربنایی و تمایز قائل شدن بین آستانههای سانسور و آستانههایی که قادر به بازنویسی تاریخچه نهاییشده هستند، قابلیت مقایسه را بهبود بخشند.
خیر. سه استخر استخراج اندازهگیری شده از ۵۱ درصد نرخ هش فراتر رفتند، اما ماینرهای مستقل بخش زیادی از این قدرت محاسباتی را تأمین میکنند و میتوانند استخرها را تغییر دهند.
عدد سه نهادی گزارش مربوط به آستانه سهامگذاری ۳۳ درصدی است که با مختل کردن نهایی شدن مرتبط است. این نشاندهنده آستانه قویتر دو-سوم مورد نیاز برای سایر اقدامات اجماع نیست.
عدد ۱۹ حداقل تعداد اعتبارسنجهایی است که سهام واگذار شده ترکیبی آنها از آستانه ۳۳ درصدی گزارش فراتر میرود.
بیت کوین به دلیل تأیید قابل دسترس، مالکیت پراکنده و زیرساخت جغرافیایی نسبتاً تابآور، در مجموع بالاترین رتبه را کسب کرد.





