صفحه اصلیپرسش و پاسخ رمزارزپایگاه لایه دوم کوین‌بیس چگونه اتریوم را مقیاس‌بندی می‌کند؟

پایگاه لایه دوم کوین‌بیس چگونه اتریوم را مقیاس‌بندی می‌کند؟

2026-01-27
رمزارز
بیس کوین‌بیس، یک راه‌حل بلاک‌چین لایه ۲، اتریوم را مقیاس‌پذیر کرده و هزینه‌های تراکنش را با استفاده از فناوری رول‌آپ برای پردازش بهینه‌تر تراکنش‌ها کاهش می‌دهد. این شبکه با زیرساخت‌های اتریوم سازگار است و به‌طور قابل توجهی از اتریوم (ETH) برای هزینه‌های گس استفاده می‌کند و تصمیم گرفته است که توکن بومی خود را نداشته باشد.

بررسی چالش‌های مقیاس‌پذیری اتریوم

اتریوم، به عنوان پلتفرم پیشرو در زمینه قراردادهای هوشمند، بدون شک چشم‌انداز بلاک‌چین را متحول کرده است. ماهیت قدرتمند و غیرمتمرکز آن امکان ایجاد اکوسیستم وسیعی از اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز (dApps)، از پروتکل‌های دیفای (DeFi) گرفته تا NFTها و فراتر از آن را فراهم کرده است. با این حال، این موفقیت با چالش‌های جدی در زمینه مقیاس‌پذیری همراه بوده است. با افزایش محبوبیت این شبکه، حجم تراکنش‌ها نیز به شدت بالا رفت و منجر به بروز چندین مشکل حیاتی برای کاربران و توسعه‌دهندگان شد:

  • کارمزدهای بالای گس (Gas Fees): در دوره‌های تقاضای بالا، هزینه اجرای یک تراکنش در شبکه اصلی اتریوم (لایه ۱) می‌تواند به شدت افزایش یابد. این «کارمزدهای گس» که با اتر (ETH) پرداخت می‌شوند، در واقع هزینه‌ای است که به اعتبارسنج‌های شبکه برای پردازش و تأمین امنیت تراکنش‌ها پرداخت می‌شود. زمانی که شبکه دچار تراکم می‌شود، رقابت برای فضای بلاک باعث افزایش این کارمزدها شده و انجام ریزتراکنش‌ها یا تعاملات مکرر را برای بسیاری از کاربران از نظر اقتصادی غیرممکن می‌کند.
  • ظرفیت پایین تراکنش‌ها: شبکه اصلی فعلی اتریوم که از مکانیسم اثبات سهام (Proof-of-Stake) استفاده می‌کند، تراکنش‌ها را به صورت متوالی پردازش می‌کند که ظرفیت آن را به حدود ۱۵ تا ۳۰ تراکنش در ثانیه (TPS) محدود می‌کند. در مقایسه با سیستم‌های پرداخت سنتی که هزاران تراکنش در ثانیه را مدیریت می‌کنند، سرعت اتریوم می‌تواند به یک گلوگاه تبدیل شود و منجر به زمان‌های طولانی تأیید در ساعات اوج مصرف گردد.
  • تراکم شبکه: ترکیب تقاضای بالا و ظرفیت محدود منجر به تراکم شبکه می‌شود. در این حالت تراکنش‌ها ممکن است در وضعیت معلق (Pending) باقی بمانند، که گاهی اوقات برای مدت‌های طولانی به طول می‌انجامد؛ موضوعی که باعث نارضایتی کاربران شده و عملکرد روان اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز را مختل می‌کند.

این چالش‌ها نشان‌دهنده یک توازن اساسی در طراحی بلاک‌چین هستند که اغلب از آن به عنوان «سه‌گانه بلاک‌چین» (Blockchain Trilemma) یاد می‌شود؛ یعنی دشواری در دستیابی همزمان به تمرکززدایی، امنیت و مقیاس‌پذیری. طراحی هسته اصلی اتریوم تمرکززدایی و امنیت را در اولویت قرار می‌دهد و برای حل مشکل مقیاس‌پذیری، بدون به خطر انداختن اصول بنیادی خود، به راه‌کارهای لایه ۲ (L2) متکی است.

بیس (Base): رویکرد استراتژیک کوین‌بیس برای مقیاس‌پذیری اتریوم

کوین‌بیس (Coinbase)، یکی از بزرگترین صرافی‌های ارز دیجیتال در جهان، این محدودیت‌های مقیاس‌پذیری را مانعی بزرگ برای پذیرش عمومی کریپتو شناسایی کرد. برای رفع این مشکل، آن‌ها «بیس» (Base) را راه‌اندازی کردند؛ یک بلاک‌چین لایه ۲ متن‌باز برای اتریوم. بیس رقیبی برای اتریوم نیست، بلکه افزونه‌ای است که برای ارتقای قابلیت‌های شبکه موجود از طریق انتقال بار پردازش تراکنش‌ها طراحی شده، در حالی که امنیت قدرتمند اتریوم را به ارث می‌برد.

اهداف اصلی توسعه بیس عبارتند از:

  • پذیرش انبوه: ایجاد محیطی در دسترس و کارآمد برای ورود میلیون‌ها کاربر جدید به اقتصاد غیرمتمرکز.
  • توسعه‌دهنده-محور: ارائه پلتفرمی مقرون‌به‌صرفه و آشنا برای توسعه‌دهندگان جهت ساخت و استقرار dAppها با استفاده از ابزارها و زیرساخت‌های موجود اتریوم.
  • باز و غیرمتمرکز: ترویج یک اکوسیستم متن‌باز که بتواند در طول زمان به سمت تمرکززدایی بیشتر حرکت کرده و به کل جامعه اتریوم سود برساند.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه بیس، تصمیم آگاهانه آن برای عدم عرضه توکن بومی است. در عوض، بیس از اتریوم (ETH) به عنوان ارز بومی برای پرداخت کارمزدهای گس استفاده می‌کند. این انتخاب تجربه کاربری را ساده‌تر کرده، فشارهای سفته‌بازی که اغلب با توکن‌های جدید لایه ۲ همراه است را حذف می‌کند و بیس را بیش از پیش با اکوسیستم اتریوم همسو می‌سازد. کاربرانی که در حال حاضر ETH دارند، می‌توانند بدون نیاز به تهیه دارایی دیگر، به راحتی با بیس تعامل داشته باشند.

مکانیسم رول‌آپ: موتور مقیاس‌پذیری بیس

بیس مقیاس‌پذیری خود را از طریق به‌کارگیری فناوری رول‌آپ (Rollup)، که یکی از راهکارهای پیشرو در لایه ۲ است، به دست می‌آورد. رول‌آپ‌ها در واقع صدها یا حتی هزاران تراکنش خارج از زنجیره را در یک تراکنش واحد و فشرده «جمع‌بندی» (Roll up) کرده و سپس آن را به شبکه اصلی اتریوم ارسال می‌کنند. این کار حجم داده‌ها و محاسبات مورد نیاز در لایه ۱ را به شدت کاهش داده و در نتیجه باعث کاهش هزینه‌ها و افزایش ظرفیت پردازش می‌شود.

دو نوع اصلی رول‌آپ وجود دارد: رول‌آپ‌های آپتیمیستیک (Optimistic Rollups) و رول‌آپ‌های دانایی‌صفر (Zero-Knowledge یا ZK Rollups). بیس به عنوان یک رول‌آپ آپتیمیستیک ساخته شده است و به طور مشخص از پشته متن‌باز OP Stack که توسط آپتیمیزم (Optimism) توسعه یافته، استفاده می‌کند.

درک رول‌آپ‌های آپتیمیستیک

رول‌آپ‌های آپتیمیستیک بر اساس یک فرض «خوش‌بینانه» عمل می‌کنند: اینکه تمام تراکنش‌های پردازش شده در خارج از زنجیره به طور پیش‌فرض معتبر هستند. این رویکرد چندین مزیت و مکانیسم خاص دارد:

  1. اجرای خارج از زنجیره: تراکنش‌های ارسال شده به بیس در شبکه لایه ۲ بیس و جدا از زنجیره اصلی اتریوم پردازش و اجرا می‌شوند. این پردازش خارج از زنجیره بسیار سریع‌تر و ارزان‌تر است.
  2. دسته‌بندی و فشرده‌سازی: یک نهاد مشخص به نام «سیکوئنسر» (Sequencer) تراکنش‌های متعدد را جمع‌آوری، دسته‌بندی و داده‌های آن‌ها را فشرده می‌کند.
  3. ارسال به لایه ۱: دسته فشرده شده تراکنش‌ها به همراه یک تعهد رمزنگاری شده (خلاصه‌ای از تغییرات وضعیت)، به شبکه اصلی اتریوم ارسال می‌شود. این داده‌ها به عنوان calldata ارسال می‌شوند که فضای ذخیره‌سازی ارزانی در اتریوم محسوب می‌شود.
  4. اثبات تقلب و دوره اختلاف: از آنجا که رول‌آپ‌های آپتیمیستیک تراکنش‌ها را معتبر فرض می‌کنند، مکانیسمی برای چالش کشیدن فعالیت‌های احتمالی متقلبانه وجود دارد. پس از ارسال یک دسته از تراکنش‌ها به اتریوم، یک «دوره اختلاف» (معمولاً ۷ روز) وجود دارد. در این مدت، هر کسی می‌تواند در صورت شناسایی تراکنش نامعتبر، یک «اثبات تقلب» (Fraud Proof) ارائه دهد.
    • نحوه عملکرد اثبات تقلب: اگر اثبات تقلب ارائه شود، تراکنش مشکوک مجدداً در شبکه اصلی اتریوم اجرا می‌شود. اگر تقلب ثابت شود، سیکوئنسری که دسته نامعتبر را ارسال کرده جریمه می‌شود (معمولاً دارایی استیک شده او کسر می‌شود) و تراکنش نامعتبر لغو می‌گردد.
    • تأخیر در برداشت: دوره اختلاف برای امنیت حیاتی است، اما باعث ایجاد تأخیر برای کاربرانی می‌شود که قصد دارند دارایی‌های خود را از بیس به اتریوم بازگردانند. این تأخیر برای اطمینان از زمان کافی جهت شناسایی و چالش تقلب‌های احتمالی لازم است.

رول‌آپ‌های آپتیمیستیک مانند بیس با انتقال بخش بزرگی از محاسبات و ذخیره‌سازی به خارج از زنجیره، تعداد تراکنش‌های قابل پردازش در ثانیه را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهند، در حالی که همچنان مدل امنیتی قدرتمند اتریوم را حفظ می‌کنند. امنیت از این واقعیت ناشی می‌شود که تمام داده‌های تراکنش در نهایت در اتریوم ثبت می‌شوند و هرگونه فعالیت متقلبانه در لایه ۱ قابل چالش و اثبات است.

زیربنای فنی بیس: استک OP و سازگاری با EVM

معماری فنی بیس بر اصول ماژولار بودن، باز بودن و سازگاری بنا شده است. انتخاب OP Stack در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد.

توضیح OP Stack

استک OP (OP Stack) یک پشته توسعه استاندارد، ماژولار و متن‌باز است که توسط آپتیمیزم ایجاد شده است. این پشته چارچوبی بنیادی برای ساخت زنجیره‌های سفارشی رول‌آپ آپتیمیستیک فراهم می‌کند. جنبه‌های کلیدی OP Stack عبارتند از:

  • طراحی ماژولار: توسعه‌دهندگان می‌توانند اجزای مختلف (مانند موتورهای اجرا، سیستم‌های حل اختلاف، لایه‌های در دسترس بودن داده) را انتخاب کرده و زنجیره‌های لایه ۲ سفارشی متناسب با نیازهای خاص خود بسازند. این انعطاف‌پذیری اجازه نوآوری و بهینه‌سازی را می‌دهد.
  • زیرساخت مشترک: با ساخت بر روی یک پشته مشترک، لایه‌های ۲ می‌توانند به طور بالقوه زیرساخت‌ها، ابزارها و حتی مکانیسم‌های امنیتی را به اشتراک بگذارند. این امر چشم‌انداز «سوپرچین» (Superchain) را تقویت می‌کند؛ جایی که چندین لایه ۲ ساخته شده بر روی OP Stack می‌توانند به طور یکپارچه با هم تعامل داشته باشند و نقدینگی را به اشتراک بگذارند و به عنوان یک شبکه منسجم واحد عمل کنند.
  • متن‌باز: ماهیت متن‌باز OP Stack باعث ترویج شفافیت، ممیزی‌های امنیتی و مشارکت‌های جامعه می‌شود و بهبود مداوم و تاب‌آوری آن را تضمین می‌کند.

استفاده بیس از OP Stack به این معنی است که از توسعه مداوم و بهبودهای امنیتی انجام شده توسط جامعه گسترده آپتیمیزم بهره‌مند می‌شود. همچنین بیس را با اکوسیستم در حال رشد لایه‌های ۲ متصل همسو می‌کند.

سازگاری با EVM

بسیار مهم است که بدانیم بیس با EVM (ماشین مجازی اتریوم) سازگار است. EVM محیط اجرای قراردادهای هوشمند در اتریوم است. سازگاری آن به این معناست:

  • مهاجرت آسان برای dAppها: توسعه‌دهندگان می‌توانند به راحتی dAppهای موجود خود در اتریوم را با حداقل تغییرات در کد به بیس منتقل کنند. این موضوع سد ورود را برای توسعه‌دهندگانی که به دنبال هزینه‌های کمتر و ظرفیت بالاتر بیس هستند، به شدت کاهش می‌دهد.
  • ابزارهای آشنا: توسعه‌دهندگان می‌توانند همچنان از ابزارها، زبان‌ها (مانند سالیدیتی) و محیط‌های توسعه (مانند Hardhat یا Truffle) که در اتریوم استفاده می‌کردند، بهره ببرند. این امر منحنی یادگیری را کاهش داده و چرخه‌های توسعه را تسریع می‌کند.
  • تجربه کاربری: کاربران می‌توانند با استفاده از کیف پول‌های موجود اتریوم خود (مانند متامسک) با dAppهای بیس تعامل داشته باشند و تجربه‌ای یکپارچه و آشنا کسب کنند.

در دسترس بودن داده‌ها و توارث امنیت

برای اینکه یک رول‌آپ آپتیمیستیک ایمن باشد، تمام داده‌های تراکنش باید در نهایت در بلاک‌چین لایه ۱ (اتریوم) در دسترس باشند. بیس این کار را با ارسال دوره‌ای دسته‌های فشرده تراکنش و ریشه‌های وضعیت (State Roots) به اتریوم در قالب calldata تضمین می‌کند. این مکانیسم به دو دلیل حیاتی است:

  1. اثبات تقلب: اگر داده‌ها در لایه ۱ در دسترس باشند، هر کسی می‌تواند وضعیت لایه ۲ را بازسازی کرده و اعتبار تراکنش‌ها را تأیید کند. این کار عملکرد مؤثر مکانیسم اثبات تقلب را ممکن می‌سازد.
  2. مقاومت در برابر سانسور: حتی اگر سیکوئنسر بیس از دسترس خارج شود یا با سانسور تراکنش‌ها رفتار بدخواهانه داشته باشد، کاربران همچنان می‌توانند با ارسال مستقیم تراکنش‌های خود به قرارداد لایه ۱، به لطف در دسترس بودن عمومی تمام داده‌های لازم، تراکنش‌های خود را در اتریوم نهایی کنند.

بیس با پیوند دادن عملیات خود به شبکه اصلی اتریوم، مستقیماً بخش قابل توجهی از امنیت قدرتمند اتریوم را به ارث می‌برد. شبکه غیرمتمرکز اعتبارسنج‌های اتریوم، لایه نهایی تسویه را فراهم کرده و یکپارچگی داده‌هایی که بیس ثبت می‌کند را تضمین می‌کنند.

مزایای بیس برای اکوسیستم اتریوم

ادغام بیس در اکوسیستم اتریوم مزایای متعددی برای کاربران، توسعه‌دهندگان و وب غیرمتمرکز به همراه دارد:

۱. کاهش رادیکال هزینه‌های تراکنش

این شاید مستقیم‌ترین و ملموس‌ترین مزیت برای کاربران باشد. بیس با پردازش تراکنش‌ها در خارج از زنجیره و سپس دسته‌بندی آن‌ها در یک تراکنش واحد و فشرده در لایه ۱، هزینه هر تراکنش را به شدت کاهش می‌دهد. این امر امکاناتی را برای کاربردهای جدید dApp فراهم می‌کند که قبلاً به دلیل کارمزدهای بالای گس در شبکه اصلی اتریوم از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نبودند.

۲. افزایش چشمگیر ظرفیت تراکنش‌ها

بیس می‌تواند صدها یا به طور بالقوه هزاران تراکنش در ثانیه را مدیریت کند که بهبود قابل توجهی نسبت به ظرفیت لایه ۱ اتریوم است. این افزایش ظرفیت، تراکم شبکه را کاهش داده و منجر به تأیید سریع‌تر تراکنش‌ها می‌شود و تجربه کلی کاربر را بهبود می‌بخشد.

۳. بهبود تجربه کاربری

فراتر از کارمزدهای کمتر و سرعت بیشتر، بیس محیطی یکپارچه‌تر و پاسخگوتر برای تعامل با dAppها فراهم می‌کند. این می‌تواند منجر به موارد زیر شود:

  • تعاملات مکرر و پیچیده‌تر: کاربران می‌توانند بدون نگرانی از انباشته شدن هزینه‌های بالای تراکنش، عمیق‌تر با dAppها درگیر شوند.
  • ورود کاربران جدید: سد ورود برای کاربران جدید کریپتو که اغلب از کارمزدهای بالا وحشت دارند، به طور قابل توجهی کاهش می‌یابد.
  • برنامه‌های گیمینگ و ریزپرداخت‌ها: این نوع اپلیکیشن‌ها به تأخیر و هزینه بسیار کمی نیاز دارند که بیس می‌تواند آن‌ها را فراهم کند.

۴. محیط توسعه‌دهنده-محور

  • سازگاری با EVM: همانطور که گفته شد، توسعه‌دهندگان می‌توانند از دانش، کدها و ابزارهای موجود استفاده کرده و فرآیند توسعه را تسریع کنند.
  • استک OP متن‌باز: محیطی مشارکتی را ایجاد می‌کند که به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد در زیرساخت‌ها و نوآوری‌های مشترک سهیم شده و از آن‌ها بهره‌مند شوند.
  • کاهش هزینه‌های توسعه: هزینه‌های پایین‌تر تراکنش به معنای تست و استقرار ارزان‌تر در لایه ۲ است.

۵. بهره‌گیری از اکوسیستم و نفوذ کوین‌بیس

حضور کوین‌بیس یک مزیت استراتژیک بزرگ برای بیس است. ادغام مستقیم آن با پایگاه عظیم کاربران کوین‌بیس (ده‌ها میلیون کاربر تأیید شده) و مجموعه محصولات آن، یک مسیر ورود (On-ramp) قدرتمند برای پذیرش عمومی ایجاد می‌کند. این موضوع می‌تواند موارد زیر را تسهیل کند:

  • ورود و خروج بی‌دردسر نقدینگی: تبدیل آسان‌تر بین ارزهای فیات و کریپتو مستقیماً به اکوسیستم بیس و برعکس.
  • تجربه کیف پول یکپارچه: پتانسیل پشتیبانی بومی از کیف پول در اپلیکیشن‌های کوین‌بیس، که دسترسی کاربران را ساده‌تر می‌کند.
  • اعتماد به برند: اعتبار تثبیت شده کوین‌بیس در فضای کریپتو می‌تواند در کاربران جدیدی که لایه‌های ۲ را بررسی می‌کنند، ایجاد اطمینان کند.

۶. غیرمتمرکزسازی تدریجی و چشم‌انداز «سوپرچین»

اگرچه بیس، مانند بسیاری از لایه‌های ۲ در مراحل اولیه، با درجاتی از متمرکز بودن (مانند یک سیکوئنسر واحد تحت کنترل کوین‌بیس) شروع می‌شود، اما زیربنای آن در OP Stack از مسیری به سوی تمرکززدایی بیشتر پشتیبانی می‌کند. چشم‌انداز «سوپرچین» در استک OP، شبکه‌ای از لایه‌های ۲ استاندارد و متصل به هم را هدف قرار می‌دهد که می‌توانند نقدینگی و امنیت را به اشتراک بگذارند. با بلوغ بیس، برنامه‌هایی برای غیرمتمرکز کردن تدریجی سیکوئنسر و حاکمیت آن وجود دارد که تاب‌آوری و مقاومت آن در برابر سانسور را تقویت می‌کند.

۷. بدون توکن بومی: سادگی و تمرکز بر کاربرد

تصمیم بیس برای چشم‌پوشی از توکن بومی، مدل اقتصادی آن را ساده می‌کند. بیس به جای تکیه بر یک توکن جدید برای ایجاد انگیزه در شرکت‌کنندگان شبکه یا تولید درآمد، صرفاً بر ارائه کاربرد به اکوسیستم اتریوم تمرکز دارد. این انتخاب طراحی می‌تواند منجر به موارد زیر شود:

  • کاهش سفته‌بازی: کاربران و توسعه‌دهندگان می‌توانند بدون درگیر شدن با نوسانات یا پیچیدگی‌های یک دارایی سفته‌بازانه اضافی، با بیس تعامل داشته باشند.
  • ارزش پیشنهادی شفاف‌تر: ارزش این شبکه صرفاً بر اساس توانایی آن در ارائه تراکنش‌های ارزان، سریع و ایمن است.
  • همسویی مستقیم با اتریوم: بیس با استفاده از ETH برای گس، مستقیماً به کاربرد و تقاضا برای اتریوم کمک کرده و نقش آن را به عنوان لایه ۱ بنیادی تقویت می‌کند.

چالش‌ها و ملاحظات آینده برای بیس

با وجود مزایای قابل توجه، بیس نیز مانند هر فناوری در حال تکاملی، با چالش‌ها و ملاحظاتی روبروست:

۱. تمرکز اولیه سیکوئنسر

در شکل فعلی، سیکوئنسر بیس (نهادی که تراکنش‌ها را ترتیب‌بندی و دسته‌بندی می‌کند) توسط کوین‌بیس اداره می‌شود. اگرچه این امر امکان عملیات کارآمد و قابل اعتماد را در مراحل اولیه فراهم می‌کند، اما یک نقطه واحد شکست (Single point of failure) و پتانسیل سانسور یا از کار افتادن را ایجاد می‌کند. نقشه راه بیس شامل غیرمتمرکز کردن سیکوئنسر در طول زمان است که برای دستیابی به مقاومت در برابر سانسور و استحکام شبکه در بلندمدت حیاتی است.

۲. تأخیر در برداشت برای رول‌آپ‌های آپتیمیستیک

ماهیت آپتیمیستیک بیس به این معنی است که کاربران هنگام برداشت دارایی‌ها از بیس به شبکه اصلی اتریوم، با یک دوره اختلاف حدوداً ۷ روزه مواجه هستند. این تأخیر، اگرچه برای امنیت از طریق اثبات تقلب ضروری است، اما می‌تواند برای کاربرانی که نیاز به دسترسی فوری به وجوه خود در لایه ۱ دارند، ناخوشایند باشد. راهکارهایی مانند «پل‌های سریع» (Fast Bridges) - که شامل تأمین‌کنندگان نقدینگی شخص ثالث برای پرداخت فوری وجوه در ازای کارمزد است - برای کاهش این مشکل وجود دارد، اما این کار فرضیات اعتماد اضافی را وارد می‌کند.

۳. رقابت در چشم‌انداز لایه ۲

اکوسیستم لایه ۲ بسیار پویا و رقابتی است و سایر رول‌آپ‌های آپتیمیستیک تثبیت شده (مانند Optimism و Arbitrum) و رول‌آپ‌های ZK (مانند zkSync و StarkNet) برای جذب کاربران و توسعه‌دهندگان در حال رقابت هستند. هر لایه ۲ توازن‌های منحصر‌به‌فرد خود را دارد و بیس باید از طریق پیشرفت‌های فنی، ادغام در اکوسیستم و تعهد به چشم‌انداز گسترده‌تر اتریوم، به متمایز کردن خود ادامه دهد.

۴. ریسک قراردادهای هوشمند

اگرچه بیس امنیت خود را برای در دسترس بودن داده‌ها و سیستم اثبات تقلب از اتریوم به ارث می‌برد، اما قراردادهای هوشمندی که خودِ لایه ۲ بیس را مدیریت می‌کنند (مانند قراردادهای پل یا قراردادهای سیکوئنسر) همچنان در معرض باگ‌ها یا آسیب‌پذیری‌های احتمالی هستند. ممیزی‌های قوی و شیوه‌های امنیتی مستمر در این زمینه بسیار حیاتی هستند.

۵. تکامل خودِ اتریوم: پروتو-دنک‌شاردینگ (EIP-4844)

توسعه مداوم اتریوم، به ویژه ارتقاهایی مانند EIP-4844 (پروتو-دنک‌شاردینگ)، تأثیر قابل توجهی بر چشم‌انداز لایه ۲ خواهد داشت. پروتو-دنک‌شاردینگ نوع جدیدی از تراکنش را معرفی می‌کند که اجازه می‌دهد «بلاب‌های» (blobs) داده به بلاک‌ها پیوست شوند و در دسترس بودن داده‌ها برای رول‌آپ‌ها را بسیار ارزان‌تر از calldata فعلی می‌کند. این امر هزینه‌های تراکنش لایه ۲ را باز هم کاهش داده و ظرفیت را افزایش می‌دهد و با کارآمدتر کردن عملیات، به نفع بیس و سایر رول‌آپ‌ها خواهد بود. طراحی بیس به گونه‌ای است که به خوبی با این ارتقاهای آینده اتریوم سازگار شده و از پیشرفت‌های لایه ۱ زیرین بهره می‌برد.

تأثیر گسترده‌تر بیس بر اکوسیستم اتریوم

بیس نشان‌دهنده گامی حیاتی در مسیر مقیاس‌پذیری اتریوم است. این شبکه با ارائه محیطی کم‌هزینه و با ظرفیت بالا، مستقیماً به محدودیت‌های دیرینه شبکه پاسخ داده و راه را برای موارد زیر هموار می‌کند:

  • کاربردهای جدید: فعال‌سازی اپلیکیشن‌هایی که نیاز به ریزپرداخت‌ها، تعاملات مکرر یا پردازش حجم بالای داده دارند (مانند شبکه‌های اجتماعی غیرمتمرکز، گیمینگ و راهکارهای هویتی) تا در بستری امن و همسو با اتریوم شکوفا شوند.
  • افزایش ظرفیت شبکه: انتقال بخش قابل توجهی از حجم تراکنش‌ها از شبکه اصلی اتریوم، آزاد کردن منابع لایه ۱ برای تراکنش‌های حیاتی و با ارزش بالا و بهبود سلامت کلی شبکه.
  • ترویج نوآوری: کاهش سد ورود برای توسعه‌دهندگان جهت آزمایش و استقرار dAppها و تسریع سرعت نوآوری در فضای وب۳.
  • ورود کاربران به جریان اصلی: نفوذ و برند مورد اعتماد کوین‌بیس می‌تواند به عنوان یک مجرای قدرتمند عمل کرده و میلیون‌ها کاربر جدید را با مزایای امور مالی و اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز، بدون اصطکاک ناشی از هزینه‌های بالای تراکنش، آشنا کند.
  • تحقق چشم‌انداز «بلاک‌چین ماژولار»: بیس به چشم‌انداز گسترده‌تر معماری بلاک‌چین ماژولار کمک می‌کند؛ جایی که اتریوم به عنوان لایه امن و غیرمتمرکز تسویه عمل کرده و لایه‌های ۲ مانند بیس، اجرا و مقیاس‌پذیری را مدیریت می‌کنند.

در اصل، بیس فقط اتریوم را مقیاس‌پذیر نمی‌کند؛ بلکه دامنه نفوذ اتریوم را گسترش می‌دهد و قابلیت‌های قدرتمند آن را در دسترس مخاطبان بسیار وسیع‌تری قرار داده و نسل جدیدی از اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز را ممکن می‌سازد. این پروژه تجسم یک حرکت استراتژیک توسط یک نهاد متمرکز بزرگ برای کمک به آینده باز و غیرمتمرکز اینترنت است و تلاش جمعی برای ساختن یک اقتصاد دیجیتال کارآمدتر و فراگیرتر را بر روی امنیت بنیادی اتریوم تقویت می‌کند. مسیر پیش رو شامل تکامل فنی مستمر، غیرمتمرکزسازی تدریجی و توسعه مشارکتی است، اما بیس از هم‌اکنون خود را به عنوان یک بازیگر مهم در تلاش برای دستیابی به یک اتریوم مقیاس‌پذیر تثبیت کرده است.

مقالات مرتبط
چیست که کوک اینو را به عنوان یک مم کوین جامعه‌محور تعریف می‌کند؟
2026-01-27 00:00:00
بیت کوین و اتریوم چه تفاوت‌هایی دارند؟
2026-01-27 00:00:00
آیا Melania Coin یک دارایی دیجیتال کلکسیونی است یا دستکاری بازار؟
2026-01-27 00:00:00
پرتال چگونه انتقالات زنجیره‌ای بومی بیت‌کوین را ممکن می‌سازد؟
2026-01-27 00:00:00
ارز بریکس: ذخیره، CBDC یا ارز دیجیتال مستقل؟
2026-01-27 00:00:00
آیا شرکت‌های کریپتو 'Coinhub' مرتبط هستند؟
2026-01-27 00:00:00
اکوسیستم لاولی اینو چگونه به امور مالی غیرمتمرکز کمک می‌کند؟
2026-01-27 00:00:00
گرَس چیست و چگونه پهنای باند را کسب درآمد می‌کند؟
2026-01-27 00:00:00
دوجلون مارس (ELON) چیست، رمزارز میم اهدا شده توسط ویتالیک؟
2026-01-27 00:00:00
CoinBrain چگونه بینش‌های بازار کریپتو را ارائه می‌دهد؟
2026-01-27 00:00:00
آخرین مقالات
کونگ‌چیبی (空氣幣) چیست و چه زمانی در LBank فهرست شد؟
2026-01-31 08:11:07
کوین MOLT (Moltbook) چیست؟
2026-01-31 07:52:59
BP (Barking Puppy) چه زمانی در LBank فهرست شد؟
2026-01-31 05:32:30
MEMES (Memes Will Continue) چه زمانی در LBank لیست شد؟
2026-01-31 04:51:19
سپرده‌گذاری و معامله ETH برای اشتراک در استخر جایزه ۲۰ ETH سوالات متداول
2026-01-31 04:33:36
رویداد محافظت از قیمت پیش‌ازبازار RNBW در ال‌بَنگ چیست؟
2026-01-31 03:18:52
قراردادهای آتی سهام LBank چیست و چگونه کار می‌کند؟
2026-01-31 03:05:11
چالش تازه‌وارد XAU₮ در ال‌بانک چیست؟
2026-01-31 02:50:26
پرسش‌های متداول زاما: بازگشایی آینده حریم خصوصی با رمزنگاری همومورفیک کامل (FHE)
2026-01-30 02:37:48
مون‌بردز چیست و کوین بیرب برای چه مواردی استفاده می‌شود؟
2026-01-29 08:16:47
Promotion
پیشنهاد با زمان محدود برای کاربران جدید
مزایای انحصاری کاربر جدید، تا 6000USDT

موضوعات داغ

رمزارز
hot
رمزارز
97 مقالات
Technical Analysis
hot
Technical Analysis
0 مقالات
DeFi
hot
DeFi
0 مقالات
رتبه بندی ارزهای دیجیتال
‌برترین‌ها
اسپات جدید
شاخص ترس و طمع
یادآوری: داده ها فقط برای مرجع هستند
26
ترس
چت زنده
تیم پشتیبانی مشتری

همین الان

کاربر عزیز LBank

سیستم خدمات مشتری آنلاین ما در حال حاضر با مشکلات اتصال مواجه است. ما فعالانه برای حل مشکل کار می کنیم، اما در حال حاضر نمی توانیم جدول زمانی دقیقی برای بازیابی ارائه کنیم. ما صمیمانه برای هر گونه ناراحتی که ممکن است ایجاد شود عذرخواهی می کنیم.

در صورت نیاز به کمک، لطفا از طریق ایمیل با ما تماس بگیرید و در اسرع وقت پاسخ خواهیم داد.

از درک و شکیبایی شما متشکرم.

تیم پشتیبانی مشتریان LBank